قهرمان ميرزا عين السلطنه
5931
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ارمنى رفقاى آنها با بعضى ايرانيها ، رفقاى هنديها گريه مىكردند و وداع مىنمودند . بعضيها هم عيال ارمنى و گرجى و روسى گرفته بودند همراه بردند . از بچهها هم گفتند خيلى بردند . اينها همه مىروند قراتو . آنجا اردوى بزرگى تشكيل دادهاند كه دو طرف را حفظ كند . روزنامهء ناهيد روزنامهء جديدى به نام « ناهيد » آمده بود . يك ورق هم « كرى كتور » دارد كه از آن بدتر و زشتتر و كثيفتر نقاشى نمىشود ! حقيقتا رسوائى است اين شكل « كرى كتور » كشيدن . اما مطالب آن بىمزه نبود . جرايد ما چند نمرهء اول كه ماحصل فكر چندين سال يا ماه آن مؤسس است بد نيست . آنها كه تمام شد مزخرفات و مهملات است . خصوصا حالا كه نمىتوانند به زمامداران كنونى فحش بدهند . سابقين هم كه همه توقيف هستند بدگوئى به آنها نتيجه و فايده ندارد پول نمىشود . مقالهء ناهيد مقالهء اول آن راجع است به اينكه از طلوع انقلاب ايران جمعى كلاهى ، معمم ، تجار ، كسبهء ورشكست كه بايد آنها را دزدان اجتماعى گفت در اطراف رايت نهضت ملى گرد آمده با مقاصد مشئومهء خود فرياد حريت كشيدند . پس از مشروطيت بناى انجمنسازى گذاشتند ، بعد بناى احزابتراشى . مردمان سادهلوح را فريب دادند تا امروز كه كار مملكت ما را به اينجا رسانيدند . الحمد للّه دست قدرت الهى آنها را منكوب كرد . حالا بايد ديد كه چهسان به آنها مجازات داده خواهد شد ، و الا گرفتن مبلغى پول و تبعيد ثمرى نخواهد داشت . بعد مرامهاى مشعشع آنها را درج مىكند و شرح مىدهد كه يكى از آنها را صورت نداديد . بلكه خرابتر و بدتر كرديد . آنوقت يك مناجات نثرى از عين الدوله مىنگارد كه راجع به اعمال خودش است . در خاتمهء مناجات اين كلمات را درج مىكند كه بىمزه نيست : مناجات عين الدوله خدايا به حق خون به ناحق ريختهء ماشاءاللّه خان كاشى كه خود و پدرش خيلى حق نعمت به گردن من دارند ، اگر راستىراستى مىخواهند از من پول بگيرند مرا بيامرز و ببر . به حق مظلوميت فرمانفرما و اطفال معصومش آمين يا رب العالمين .